خانه / دلنوشته / دل نوشته های اجتماعی / دل نوشته های غمگین فقر و نداری ۱
مهره مار اصل
دل نوشته های غمگین فقر و نداری

دل نوشته های غمگین فقر و نداری ۱

دل نوشته های غمگین فقر و نداری ۱

ﻣﺮﺩ ﺳﺮﺕ ﺭﻭ ﺑﺎﻻ‌ ﺑﮕﯿﺮ ﺍﺯ ﭼﯽ‌ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﯿﮑﺸﯽ؟ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺴﺎﻧﯽ‌ ﺑﮑﺸﻨﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﻔﺮﻩ ﺗﻮ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ‌ﺍﻧﺪﻭ ﺣﺴﺎﺏ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﺮ ﮐﺮﺩﻧﺪ.ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺴﺎﻧﯽ‌ ﺑﮑﺸﻨﺪﮐﻪ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﺳﺮ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ

ﻭ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺭﯾﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ!

دل نوشته های غمگین فقر و نداری
ﺑﺎ ﺻﻮﺭﺕ ﺳﺮﺥ ﻭ ﺯﺭﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻨﺪﯾﺪ
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺷﺒﯿﻪ ﻣﺮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻨﺪﯾﺪ
ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯼ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ
ﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻨﺪﯾﺪ
دل نوشته های غمگین فقر و نداری
ﭼﺘﻪ؟؟؟ ﻋﺸﻘﺖ؟ﺑﻬﺖ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﻩ؟؟؟ ﺟﻤﻊ ﮐﻦ ﺑﺎﺑﺎ ..
ﻟﺒﺎﺳﺘﻮ ﺑﭙﻮﺵ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺷﻮ ﺑﺮﻭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺷﻬﺮ ﯾﻪ ﭼﺮﺧﯽ
ﺗﻮ
ﺷﻬﺮ ﺑﺰﻥ ! ﺑﺒﯿﻦ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﭼﺠﻮﺭﯼ ﻭﺍﺳﻪ ﯾﻪ ﻟﻘﻤﻪ ﻏﺬﺍ
ﮔﺮﯾﻪ
ﻣﯿﮑﻨﻦ … ﺑﺒﯿﻦ ﭘﺪﺭﯾﻮ ﮐﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﯾﻪ ﻟﻘﻤﻪ ﻧﻮﻥ ﺳﺮﺵ ﺗﻮ
ﺳﻄﻞ
ﺁﺷﻐﺎﻟﺸﻪ ﮐﻪ ﭘﻼﺳﺘﯿﮏ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻪ …. ﺑﺒﯿﻦ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻭﺍﺳﻪ
ﺟﺎﯼ
ﺧﻮﺍﺏ ﺗﻦ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ … ﺑﯿﺎ ” ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ” ﺑﺒﯿﻦ
ﭼﻨﺪﺗﺎ
ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﻨﺘﻈﺮﻥ ﺗﺎ ﺧﺒﺮ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺮﯾﻀﺎﺷﻮﻧﻮ
ﺑﺸﻨﻮﻥ …
ﺁﺭﻩ … ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﻧﮑﺸﯿﺪﯼ ﻗﺸﻨﮓ … ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﻌﻨﯽ
ﺍﯾﻦ،ﻧﻪ
ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﺭﮔﯿﺮﺷﯽ ﻗﺪﺭ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻭ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ
ﺧﻮﺑﺘﻮ
ﺑﺪﻭﻥ ﮔﻮﺭ ﭘﺪﺭ ﻫﺮﭼﯽ ﺁﺩﻡ ﻧﺎﻣﺮﺩ ﻭ ﺑﯽﻣﺮﺍﻣﻪ …..!!!
دل نوشته های غمگین فقر و نداری
یاد دارم در غروبی سرده سرد،میگذشت از کوچه ی ما دوره گرد،داد میزد کهنه قالی میخرم،دسته دوم جنس عالی میخرم،
کاسه و ظرف سفالی میخرم،گر نداری کوزه خالی میخرم،(اشک در چشمان بابا حلقه بست،عاقبت اهی کشید بغضش شکست)اول ماه است و نان در سفره نیست،
ای خدا شکرت ولی این زندگیست،مادرم هم روزه بود،بوی نان تازه هوشش برده بود،خواهرم بی روسری داخل کوچه دوید و گفت:اقا سفره خالی میخرید؟
دل نوشته های غمگین فقر و نداری
نر بودن یک جنسیت است ، مرد بودن یک هویت ….
درسته که زن و دخترا نر نیستند، ولی خیلی ها شون مرد هستند!!!
دل نوشته های غمگین فقر و نداری
نگاه هم می کند؛
و
شبیه هیچ کدام از اسباب بازی هایش نیست م.حتی عروسک زشت…
دل نوشته های غمگین فقر و نداری
اِنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ فَرَضَ عَلى اَئِمَّهِ الْعَدْلِ اَنْ یُقَدِّروا اَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَهِ النّاسِ کَیْلا یَتَبَیَّغَ بِالْفَقیرِ فَقْرُهُ؛
خداوند عزوجل بر پیشوایان عادل واجب کرده که سطح زندگى خود را با مردم ناتوان برابر کنند تا فقیر را، فقرش برآشفته نکند
نهج البلاغه، خطبه ۲۰۹
کجاست گوش شنوا …
gd-1
از فقر مینویسم ،با دستهای خالی
سفره پراست امشب از شامی خیالی.
معتاد زجر بودیم ،باید که می کشیدیم
خواب غذا می دیدیم از خواب می پریدیم.
دلهای همسایه ها ،برای ما کباب بود
سارا ولی هنوزم شبها گرسنه خواب بود
با اشک مینویسم ،بابا نان ندارد
شاید که معجزه شد از اسمان ببارد
دیوارها شعار، مرگ بر فقر دادن
صندوقهای خیریه در حد یک نمادن
محکوم به فقر بودیم ، محکوم به فرق و تبعیض
دلخوش به وعدهایی ،از چیزهای ناچیز
از فقر مینویسم، با این که نیست حالی
این قصه ای حقیقیست ،از دارایی خیالی
دل نوشته های غمگین فقر و نداری

دل نوشته های غمگین فقر و نداری ۱

دل نوشته های غمگین فقر و نداری
دل نوشته های غمگین
دل نوشته های غمگین فقر و نداری
فال-حافظ

مطلب پیشنهادی

فقر

عکس/ شب‌گردی فردوسی‌پور و رشیدپور در میدان شوش!

یک کاربر فضای مجازی با انتشار تصاویر زیر در توضیح آن نوشت: دیشب وقتی ما …